کد خبر : 4349 تاریخ انتشار:۱۳۹۶/۰۳/۲۳ - ۱۱:۰۲

پرونده ویژه ؛ حل موضوع زیاندهی بانک ها

0

گفتگوی اختصاصی بانک برتر با مستخدمین حسینی

شما برای مقابله با موضوع زیان دهی بانک ها چه راه حلی پیشنهاد می کنید؟ و این که آیا تنها راه حل مناسب برای این موضوع، ادغام بانک هاست ؟

آسیب شناسی نظام بانکی در اقتصاد خیلی مهم است. از این دریچه که نظام بانکی در هر اقتصاد به خصوص اقتصاد کشورهای در حال توسعه و یا اصطلاحا جهان سوم نقش کلیدی ایفا می کند. اقتصاد نظام بانکی ما چنین وضعیتی پیدا کرده است. در شرایط چند سال گذشته و به خصوص این سه دهه گذشته نظام بانکی در اقتصاد ما نقش اصلی دارد. که اگر در اقتصاد ما آسیب به آن برسد، آسیب خود به خود به نظام بانکی انتقال پیدا می کند .
هر دولت که آمده است سعی کرده برای نظام بانکی یک برنامه تحول اقتصادی بنویسد و دولت ها آمدند و رفتند اما برنامه ای نوشته نشد. وضعیت نظام بانکی خیلی وخیم تر از انچه که فکر کنیم، هست. چون اقتصاد ما بیمار هست .
بنا براین این بیماری به نظام بانکی هم انتقال داده می شود و نظام بانکی که مثل بدن انسان که خون را در جریان دارد و خون باعث حیات انسان می شود ،اگر کوچکترین میکروبی و ویروسی در خون به وجود بیاید این را به بدن منتقل می کند و تا جایی که حتی باید عضوی از بدن قطع شود.
در اقتصاد ما همین اتفاق پیش آمده و الان این بیماری تاثیر نظام بانکی است که نظام بانکی هم در رگ ها در جریان قرار گرفته و این بیماری را منتقل می کند .
نظام بانک ها و اقتصاد ما به گونه ای در این چند سال اخیر رفتار کرده که ما ناچار هستیم به آینده فروشی اقتصاد، چیزی که می توانست برای ما ذخیره و پس انداز برای فردای جامعه ،مردم و نظام باشد، مصرف می کند. حال باید چه کرد ؟ باید مرورکرد چرا نظام بانکی به این جا رسید . اول این که پیش از ۳ دهه گذشته ما تسهیلات تکلیفی را بر دوش بانک ها گذاشته ایم ،که قبلا نبود ودر هیچ جای دنیا مرسوم نیست ،که وظیفه دولت ها را بانک ها انجام بدهند. بنا بر این بانک های متعددی که با سپرده های مردم شکل گرفته اند در واقع دولت از آن منابع استفاده کرد. و همین باعث شده که آرام آرام بدهی دولت به نظام بانکی مطرح شود. این یک طرف و طرف دوم ، محدودیت در فضای کسب وکار مربوط به نظام بانکی و اعتباری و سازمان های وابسته به آن هم محسوب می شود. بنا براین به اصلاح فضای کسب وکار و حذف تمامی محدویت هایی که دولت ها و حتی مجلس در تحت قوانین ترسیم کرده اند ،در واقع باید شکسته شود. فضای کسب وکار باز و رها شود.
مطالبات معوقه نظام بانکی یکی از مشکلات دیگری است که روز به روز نه تنها کم نشده بلکه در شرایط رکود اقتصادی افزایش پیدا کرده است . دولت تدبیرو امید و تیم اقتصادی آن که اتفاقا از دوستان ما هستند و ما خیلی دوستشان داریم اطلاعات نادرستی در جامعه تزریق میکنند. شرایط به هیچ عنوان از رکود خارج نشده است. این که ما براساس تئوری اقتصادی بگوییم اگر سه دوره فصلی، رشد اقتصادی یا به عبارتی تولید ناخالص ملی افزایش پیدا کرده پس اقتصاد از رکود خارج شده، نه اینطور نیست.
در چهار سال گدشته رشد اقتصاد منفی بوده است.
اگر مقداری امسال در ۶ ماه اول افزایش داشتیم، مفهوم این است که بخشی از منفی ها را پاک کرده ایم .ولی هنوز اقتصاد را به سال های ۸۸، ۸۹ ، ۹۰ نرسانده ایم. بنا براین این دوران را دوره رکود می دانیم . امسال نسبت به سال گذشته بخاطر رشد نفت کمی بهبود پیدا کرده است.
من به عنوان کارشناس ۴ سال قبل برای این تیم اقتصادی پیام فرستادم که تمامی مؤسسات اعتباری، تعاونی های اعتباری ریز و درشت که وجود دارندو بانک مرکزی توی این میزان مانده که به دلیل هست که درواقع تیم اقتصادی حرفهای کارشناسی را مورد توجه قرار نداد.
اگر به این توصیه ها ۴ سال قبل توجه می کرد همه این مؤسسات خلاف قانون شکل نگرفته بود. اگر بانک مرکزی می خواست آن ها را قانونمند کند،بهتر بود که آن ها را در قالب یک موسسه اعتباری با سرمایه بالا قرار می داد. بانک مرکزی جایی که خودش مجوز داده حق ندارد خودش را کنار بکشد و نسبت به این پدیده ها احساس مسئولیت نکند .
می تواند در واقع این مؤسسات را ادغام کند و انها را در قالب یک موسسه در بیاورد. نکته دوم این است که اکثر بانک های خصوصی که شکل گرفته اند در واقع نقش اساس و کلیدی در اقتصاد ندارند.
سرمایه اکثر این بانک ها مربوط به قبل از کاهش ارزش پول ملی بود .
اما بعد این که پول ملی ما از ده هزار ریال به یک دلار تبدیل شد،این بانک ها هنوز افزایش سرمایه ندارند. در واقع سرمایه بانک ها باید سه برابر می شد، تا به و ضعیت قبل از کاهش ارزی پول ملی قرار می گرفت . من خودم به عنوان معاون پارلمانی ۲ لایحه در زمان آقای احمدی نژاد برای بانک ها فرستادم .در آن زمان کاهش ارزش ملی نشده بود. مجلس مخالفت کرد و هنوز آن لایحه مانده و کاهش ارزش ملی به وجود آمده است.
بنابراین کمبود سرمایه در نظام بانکی ،یکی از معضلات کلیدی است،که باید افزایش سرمایه صورت بگیرد. به این دلیل افزایش سرمایه صورت نمی گیرد که دولت و بانک مرکزی هیچ زمینه ای برای رقابت بانک ها نگذاشته اند و رقابت آن ها ناسالم و سود ها بیش از حد شده است. یعنی بانکی که امروز از نظر من ورشکسته شده حدود هشتادهزار میلیارد تومان تجهیز منابع داشته و سپرده های مردم را جذب کرده که اگر متوسط ،۲۰ درصد سود بدهد، بانک مرکزی کاری با آنها ندارد.
دولت می تواند دو راه کار در نظر داشته باشد .یک راه کار این است که صندوق توسعه ملی به این بانک ها چه دولتی و چه خصوصی از محل اندوخته سرمایه ملی وام دهد . این می تواند نفس تازه به بانک ها بدهد اما این کار وظیفه دولت هست. دولت باید اقتصاد را از رکود خارج کند و شرایط خارج شدن از رکود را فراهم کند.

نظر شما

پربازدید ترین ها

آخرین اخبار

طراحی سایت