کد خبر : 194 تاریخ انتشار:۱۳۹۵/۰۷/۱۹ - ۱۲:۲۱

گفتگوی اختصاصی بانک برتر با حجت الاسلام مصباحی مقدم

img_4891

آیا نظام بانکداری درکشور بامعیارهای اسلامی همخوانی دارد؟

سوال کوتاه رامی شودپاسخ کوتاه داد،فاصله زیادی دارد، یه کم مفصل تر این است که بگوییم بانکداری که بعداز انقلاب اسلامی براساس قانون عملیات بانکی بودند ربا داشت. بایدازربافاصله می گرفت ولی بنابردلایلی متاسفانه به گونه ای عمل کرده که اگرامروز قانون گذاران آغازپیروزی انقلاب به آن نگاه کنندآن رانمی شناسند.براساس اینکه دستور العمل ها و مقرراتی که در بانکداری پیاده شده و قوانینی که مبناقرارگرفته این ها همه متفاوت شد. قرارد هایی که مبنا قرار گرفته ازآنچه که مقتضیات عملیات بانکداری بدون رباشد.

قانون پولی وبانکی درسال۱۳۵۱ تصویب شد.وقانون عملیات بانکی بدون ربا درسال ۱۳۶۲٫طبعایکی ازاینها ۳۳سال فاصله داره بازمان تصویب ویکی دیگرنزدیک ۴۰سال.

ودر طی این مدت دربانکداری های جهان تغییراتی رخ داده که ما،درقانون ۱۳۵۱ اون تغییرات را نمی بینیم.دربانکداری اسلامی ودر موضوع ربا تغییروتحولاتی رخ داده است.ابزاراتی تهیه شده راهکارهایی بعنوان حل مشکلات بانکداری اسلامی پیشنهادوبه اجرادرامده که بانکداری ما ازآن فاصله دارد وطبیعتاقوانین مانیازبه بازنگری واصلاح دارد علاوه براین دراین ۳۲و۳۳ سالی که ازاجرای این قوانین بانکداری بدون ربا گذشته، بانکهای مابه مشکلات آن پی بردند که کارشناسان اقتصادی وپولی وبانکی انتقادهای زیادی دارند.

ازنقطه نظرشرعی وفقهی هم به سیستم بانکی ایرادات جدی وشبهاتی مطرح میشه که اقتضا می کندکه اصلاحاتی صورت پذیرد.شبهات متعدد است ازلحاظ شرعی اگراین شبهات رودرنظربگیریم یک موردش اینکه که انچه که دربانکهای ماامروزوجود دارد سود پول است. به عبارت دیگراین است که پولی میگذارند وسودی میگیرند.این طورنیست که این پول ازسود تولیدوتجارت مشتق به سپرده گذاران داده می شود.درطرف تسهیلات هم،گیرندگان تسهیلات به رقم بالاتری سود پول می پردازند.

ومابه التفاوت آن رابانک برای خودش برمیدارد این چیزی شبیه بانکداری ربوی است واین اسلامی نیست. واین شبهه وایراد اسلامی قوی است.

شبهات دیگری هم دراین راستاوجود دارد که آن هم بدهکاری است که بدهی خودرا به موقع پرداخت نمی کند بایک نرخی تامین مالی اوراتجدید وتمدید می کنند. بدهی رانمیتوان باتمدید مدت افزایش داد. مبلغ بدهی رابا تمدید مدت نمی توان افزایش داد.این همان ربای جاهلیت است. که دردوران جاهلیت عرب

می گفتند یاافزون بده یاتسویه کن این رواسلام تحریم کرد.پس ربای جاهلیت دارد درسیستم بانکی ماتکرار می شود بایدبهش مهلت داد که پرداخت کند.وباید احیانا اگرمی تواند پرداخت کند ونمی تواند جریمه ای بشود که بازدارنده باشد نه اینکه بدهی رامااستمرار بدهیم به پرداخت مبلغ بیشتری. یک قانون بازدارنده قوی می خواهد.

اصولابانکداری بدون ربابانکداری بایدباشد که وجوه راازسپرده گذاری می گیرد به تسهیلات گیرندگان می دهد درسود سرمایه گذاری های آنها شریک می شود.

ازسودی که به دست می آورد سهم بانک راکسر کرده وسود آن به سپرده گذاران داده شود.

این کارموجب می شودکه بانکداری ما درخدمت تولید وتجارت باشد. وکمک بکند به رشد ورونق اقتصادی،ایجاداشتغال،وبازاربانکداری کالاها وخدمات بازاریست که ریسک دارد.که یک روز رونق دارد یک روز رکود. یک روز سودبالاتر دارد یک روز سود پایین تر. همه این تغییرات وتحولاتی که دربازارواقعی کالا وخدمات وجود دارد باید دربازار پول هم خودش رانشان بدهد.وحال آنکه ما امروزدربازارپول مواجه باهیچ ریسکی نیستیم وهیچ گونه نوسانی درسود آن نداریم واین افتضاح روشنی است که بانکداری مابانکداری اسلامی نیست! پاسخ من روشن است که بانکداری ماتاحدود زیادی به بانکداری اسلامی عمل نمی کند.

بانک های ایرانی که خارج ازکشورهستند چگونه عمل می کنند؟

بانک های ایرانی درخارج ازکشورقطعا ربوی عمل می کنند. اطلاعات ما این رامی گوید واستدلالشان هم این است که ماتحت پوشش بانکهای مرکزی کشورهای دیگری هستیم وقوانین ومقررات کشورهای دیگربرما حاکمیت دارد.پس باید به قوانین آنها عمل کنیم.

آنها هم قوانین شان براساس نرخ بهره عمل می کنند.الان بانک ملی وصادرات لندن وهمین طوربانک ملی وصادرات کشورهایی مثل فرانسه وآلمان همه براساس نرخ بهره کارمی کنند.ازاول تکلیف قانونی نداشت که آنهارابراساس صراحت تحت پوشش قانون عملیات بانکی بدون ربا قراربدهد البته این استدلال آنها جای مناقشه دارد.بانک های مرکزی کشورهای اروپایی که ماهم درآنجاشعبه داریم درکناربانک های ربوی بانک هایی رامورد حمایت قرارمی دهندکه ریشه اسلامی دارند.

مثل اچ اس سی،سیتی ونگ،این هابانک های قوی بین المللی هستند که درکشورهای اسلامی فعال هستند.وداخل گیشه های اسلامی نرخ بهره مبنانیست بلکه براساس قوانین بانکداری اسلامی عمل می کنند.پس استدلال آنهامناقشه دارد.به عبارت دیگر قوانین حاکم بربانک مرکزی کشورهای اروپایی هیچ گونه مانعی برای اینکه مطابق بابانکداری اسلامی شعب بانکهای ماعمل بکنندندارد.پس آنهادارند به قوانین همان کشورعمل می کنند.می گویم آنها هم مانعی نداردآنها مانعی ایجاد نمی کنند برای بانکداری اسلامی شعب ما،درخود آن کشورهای اروپایی

 معتقدندکه بانکداری مااسلامی نیست ولی بانک های مامعتقدند که بانکداری مااسلامی هست وفقط دراجرا شبهاتی وجود دارد ارزیابی شماچیست؟

شاید اگربخواهیم حمل برصحت بکنیم سخن آنهارا،میخواهندبگویندکه قانون بانکداری اسلامی ما بدون رباست ولی عملکرد مادچارمشکل است که این حرف قابل قبول است.چون هیچ عطاری نمی گوید که جنس من بداست!

مشکلاتی که آنهادارندبایدچگونه رفع کرد تاآنهادچارمشکل نشوند؟

الان طرحی درمجلس شورای اسلامی دردستورکاراست که این طرح قانون عملیات بانکداری بدون ربا رااصلاح می کند به گونه ای که فاصله ای که امروز وجود داردبا واقعیت بانکداری اسلامی ازبین میبرد.هم قانون پولی وبانکی سال ۱۳۵۱ را اصلاح می کند به طوری که به روز بشود.مایکی ازمشکلاتی هم که داریم علاوه برفاصله داشتن ازمقتضیات شرع دربانکداری مشکلات دیگریست که بانکداری ماباآن روبروست یکی ازاین مشکلات معوقات بانکی است.بدهی معوقات بانکی خیلی زیاداست.خب این حکایت ازناکارآمدی این سیستم می کند.که این سیستم باید اصلاح شود.علاوه براین درخدمت تولید نبودن بانکداری امروز ماست.شماببینید مادرتولید دچاررکود هستیم وباضرروزیان تولیدکننده روبرو هستیم چطورمیشه که تولیدما دچارضرروزیان است وسیستم بانکی ما۴۰درصد سودمی گیرد این یعنی سیستم درخدمت تولید نیست. بلکه این سیستم درخدمت دلالی است.وتامین مالی می کندبخش غیرمولد کشوررا.پس نیازمند به اصلاح است ازاون جهت اون طرحی که دراصلاح کارمجلس است این بخش ازکارروهم دارد اصلاح می کند.

یعنی بانک وتولید کشورماهمسوحرکت نمی کنند؟

بله همسوحرکت نمی کنند حالا همسویی مدنظرنیست نه تنها هم سوحرکت نمی کنند بلکه نقطه مقابل هم عمل می کنند.به زیان تولیدعمل می کنند.به گونه ای است که تولیدکننده ترجیح می دهد که تولید خودرامتوقف کندوآن سرمایه خودرابه بانک منتقل کندوسودش رابگیرد.آن هم سود بدون ریسک وبدون دردسر.وحال آنکه تولیدکننده سودش بسیارپرریسک وپرخطراست وهم پردردسراست. چون هم بایدهزینه های نیروی انسانی رابدهد(چون هزینه های کارگری هزینه های سنگینی است)علاوه براون بایدبیمه ومالیات بپردازد،عوارض بپردازد،پول آب وبرق وگازوامثال اینهارابپردازد.هم آن بهره رابپردازد.همه هزینه ها به عهده شان است درصورتی که وقتی سرمایه راتبدیل به نقدینه کندهیچ یک ازاین هزینه هارانمی پردازد.ماتولیدکننده راتنبیه می کنیم.سپرده گذاربانکی راتشویق، این بانک درخدمت تولیدورشداقتصادی نیست!

چه پیشنهادی دارید برای تصویب قانونی که ازتولیدحمایت بکند؟

همین طرحی که الان درمجلس وجود داردودرمجلس قبل بنده ازطراحان آن بودم همین است

یعنی به تولیدکننده وام بدهندباسود وبهره ی کم؟

بحث سرسود کم وزیاد وپایین وبالا نیست بحث این است که چگونه این تامین مالی بانکی صورت پذیرد؟بخشی ازمتقاضیان تسهیلات مشکلشون مشکل شخصی است.

مثل اینکه خانواده هانیازمندخرید کالاهای اساسی هستند. تقاضای تسهیلات دارند.ویامی خواهند خانه ویاخودروبخرندپس نیازمند به تامین مالی برای خواسته خود می باشند.اینجا روش خیلی ساده همان فروش اقساطی است.طبعاباید سودفروش اقساطی باید سودی باشدکه دربازارکالاوخدمات تحقق پیدامی کند.یعنی این نرخ تابع آن سود باشد.دراین صورت فاصله بین بازارپول وبازارکالا وخدمات پدید نمی آید.

می اییم سراغ بنگاههای تامین مالی این خدمات این بنگاههاهم بخشی ازآن طریق خریدمواداولیه موردنیازشان ویاماشین آلات مورد نیازشان ویاازطریق خرید اقساطی مشکلشان حل میشود.بسیارخوب که ازهمین طریق تامین مالی بشود.یکی ازمشکلاتی که الان داریم مشکل فاکتورهای سوری است. بانک ازمتقاضی تسهیلات می خواهد که برایش فاکتوربیاورد.ولی فاکتوربرای خریدهای خاصی مدنظربانک است چون قالبهایی که داردقالبهای محدود وتنگی است.وحال آنکه متقاضی تسهیلات دارای اهداف دیگری است.

مابایداین محدودیت روبرداریم وبگوییم که شماهرکالا وهرخریدی که می خواهید می توانیدازطریق این فروش اقساطی بدست آورید.ودیگرما دچارفاکتورهای سوری نباشیم.

یک دروغ بسیارگسترده وبزرگ درسیستم بانکی امروزه ماوجود داردکه برطرف می شود.دیگرمتقاضی تسهیلات نگران نیست که اگرتقاضای خودش راواقعی اعلام بکند

بانک بااوهمکاری نمی کند وتقاضای اوراپاسخ نمی دهد.واین نگرانی اوبرطرف می شود حال می اییم سراغ بنگاههای بزرگ.بنگاههای بزرگ که بیش از۵۰ کارگردارد(چون تعریف دارد)این بنگاههاازنظرابعادوسرمایه به گونه ای هستند که درخواست هایشان هم درخواست های بزرگ است برای تامین مالی ازسیستم بانکی،بانک ازقراردادمشارکت بااین بنگاههااستفاده

می کند.معنایش هم این است که هربنگاهی براساس فعالیتی که می کند.یک سودسالیانه دارد.این سودبراساس نرخ بهره تعیین نمی شود.این یک سودواقعی فعالیت اجتماعی آزاداست بانک حداقل ۲۰درصدازسرمایه موردنیازاین بنگاه روتامین کند.که اگریک همچنین اتفاقی بیفتدمی تواند یک عضوهیات مدیره برای این بنگاه درنظربگیرد.اون عضوهیات مدیره مانند بقیه اعضای هیات مدیره کلیه اطلاعات آن بنگاه رادرنظرواختیاردارد.پس چیزی ازاوپوشیده نمی ماند وخطراخلاقی که نداده وپوشیدن اطلاعات باشدرخ نمی دهد.بانک از طریق این عضوهیات مدیره به همه گونه اطلاعات دسترسی پیدامی کند.پس بانک نمی تواند مدعی باشد که من نمی دانم که چقدرسودکرده است .بلکه سودوزیان آن بنگاه برای بانک روشن است. برای اینکه اطمینان پیداکندکه این بنگاه سودآوریست ،هربنگاه سابقه ای داردکه این سابقه درشرکتهایی که رتبه بندی می کنند وجوددارد.

اجازه بدهندکه این شرکتها رتبه بندی کنند.این بنگاهها ،واعتبارش رابسنجند وببینند چه جایگاهی دارد وچقدرمی تواندتسهیلات بگیرد که اقتصادی عمل کندوسودآورباشد.پس ازشرکتهای رتبه بندی استفاده می شود.برای تعیین رتبه اعتباری این بنگاه واطمینان خاطری بوجود می آید برای بانک که این بنگاه سابقه وتجربه اش سودآوراست.

حالاتامین مالی می کند حالا۲۰درصد یا۴۰درصد، که اگر۲۰درصد باشدیک عضوهیات مدیره واگر۴۰درصد باشد دونفرعضوهیات مدیره می تواند درآن بنگاه داشته باشد وهمه آن اطلاعات را بدست آورد.فعالیت آن بنگاه تحت نظارت سیستم بانکی قرارمی گیرد.واگردرجریان کاربامشکلی مواجه بشود بانک متوجه می شودواگرنیازبه کمک ویامشاوره داشته باشدبانک می تواند به اوبدهد.

ودرپایان سال حسابرسی مالی همه آن شرکتها انجام می گیرد.وسهم بانک ازسودبدست آمده براساس قراردادکسرمی گردد.واگرزیان هم بوددرزیان هم شریک شود.اگریک بانک صدبنگاه راموردحمایتهای مالی قراربدهدچند درصد امکان داردکه همه صد بنگاه دچارضررمالی بشوند؟هیچ.صفر است چرا؟چون بنگاهها اکثراسودآورند واستثنا دچارزیان می شوند. حال که چنین است پس برآیندش برای سیستم بانکی سودآوراست.

حالااینجایک سوال دیگر:آیااین سودنسبتی بانرخ تورم دارد؟حتمابالاترازنرخ تورم است چرا؟چون نرخ تورم به تولیدکننده خدمت می کند شمابه قیمتی مواداولیه راخریدی یک سال ویاشش ماه درجریان تولیدوارد شده که طی این مدت جریان تولید تورم نرخ مواداولیه راهم بالابرده پس قیمت محصول بالا رفته است.پس سودی که ازآن بدست می آید قطعا بالاترخواهدبود .اگردرسی سال کاربانکی کشورنگاه کنیم نرخی که داده اند درحد نرخ تورم ویازیرنرخ تورم است.پس این روش هم به نفع سودبانکی است هم به نفع سپرده گذاران بانکی ،هم به نفع تولیدکننده چون هرتولیدکننده ایی که ضررکند بانک تعیین کرده که ضررش رابپذیرد.وقتی یک بنگاه ضررکند وبانک ضررش رابپردازدهیچ وقت تعطیل نمی شود بلکه آن بنگاه می توانددرسال بعدبا اصلاح روشهای خودش تولیدخودراادامه بدهدودردوربعدسودبیشتری به بانک بپردازد.به علاوه همه بنگاههایی که برآیند مالی شده اند ازسوی بانک همش سود است.به علاوه این سود۹۰درصد بنگاههاوزیان۱۰درصد بنگاههاراپوشش می دهدوسودخالص هم به وجود می آورد.

درکشورهای توسعه یافته نرخ سودبانکی ۲درصدتا۶درصد است ولی درکشورمااین نرخ ۲تا۳برابراین کشورهاست.این مسئله راچگونه ارزیابی میکنید؟

۲علت دارد.یک علت این است که ماهمواره دچارتورم دورقمی بوده ایم.ودرشرایط تورمی تامین مالی بانکها نمیتواندبه گونه ای صورت بگیرد که زیرنرخ تورم باشد.پس این اثروجودتورم است.درکشورهایی که اشاره شدنرخ تورم بسیارپایین است وبه عبارتی دیگر سودی که بانکهامی دهند سود واقعی ومثبت است نسبت به نرخ تورم.

ماهم اگربتوانیم تورم راکاهش بدهیم نرخ سود به همان میزان کاهش می یابد.

نکته دوم:روش غلطی است که ماطی کرده ایم.که این روش غلط برای بانک وتولیدکننده هردوهزینه داردآن روش این است که مابایدازتامین مالی تسهیلات به سپرده گذاران وعده سود بدهیم ببینیم که چقدر سودبدست می آیدوچقدرسود می دهد متناسب باآن به سپرده گذاران وعده سود بدهیم وبگوییم که ماچقدرسودبه شما می پردازیم.

بلکه ازاین طرف شروع می کنیم به سپرده گذاران می گوییم که مابه شما۲۰درصددرصدسود میدهیم بعدبه تسهیلات گیرنده می گوییم

۲۵می دهیم.می گویدچرااینقدرگران است؟میگوییم چون هزینه پول برای من بالاست من بایدفقط ۲۰درصدبه سپرده گذاربدهم.برای خودمن هم که هزینه داردهزینه های خودم راهم میکشم روی آن میگویم ۲۵درصد.چرخه چرخه ی غلطی است.مسابقه می گذاریم برای پرداخت سودبه سپرده گذاران

این بانک می گوید۲۰درصد اون یکی ۲۲درصد اون یکی ۲۷درصد واون یکی ۲۸درصد سودمی دهیم.برای چی؟

برای اینکه رقابت ازطریق سودنرخ سپرده شکل می گیرد.ونتیجه اش این خواهدشدکه منابع می رود به سوی آن بانکی که نرخ سودبیشتری راوعده می کند.

حالاجالب این است که بانک های دولتی که نرخ سودشان کمتراست به جای اینکه سودپول رامیبرند درموسسه های مالی واعتباری می گذارند که کنترل نرخ ندارد.یعنی خودبانک پول رامیبرددریک سیستم غیررسمی می گذارد.درسیستمی که زیرنظربانک مرکزی نیست ونرخ سود راهرچه می خواهدتعیین می کند.

این واقعا پاشنده اقتصادی است.این مهمترین واصلی ترین دلیل رکود است پس باید چرخه راتغییردادوبریم سراغ بنگاههای اقتصادی تاببینیم آنهاچقدرسود می کنند.مابیاییم به سپرده گذاربگوییم مابه تناسب آن به شما سود می دهیم.

کاهش سودبانکی به نظرشماباعث تجدیدرکودنخواهد شد؟

کاهش سود بانکی وقتی باعث رکود میشود که مادوبازارجداازهم داریم.  بازارکالاوخدمات برای خودش حرکت می کند بازارپول برای خودش حرکت می کند.

برعکس کاهش نرخ سودبانکی باعث رونق تولید می شود.چرا؟چون هزینه تولیدکننده راکاهش می دهد. هرچه ماهزینه تولیدکننده راپایین بیاوریم تولید بیشتررونق پیدا میکند.

نتایج راه اندازی شورای فقهی دربانک مرکزی چه جایگاهی دارد؟

تشکیل شورای فقهی دربانک مرکزی جنبه ی قانونی پیدابکند.این مزیت راداردکه تمام قوانین ودستورالعملها،رویه ها وقراردادهای تیپ ونمونه اینها همه میاد به شورای فقهی.

وشورای فقهی برآن نظارت می کند.وبانظارت شورای فقهی هرآنچه که شبهه شرعی داشته باشدبرطرف می شود.یک اثرش این است که سپرده گذاران مطمعن میشوند که سودی که ازسوی بانک می گیرند سود حلال است. سپرده گذاران مطمئن می شوند که تامین مالی که ازسوی بانک صورت می گیرند حلال است. این یک اثرمستقیمش. که البته آثار غیرمستقیم هم دارد.که این است که ماهرجا مطابق باشرع عمل کنیم نتایج بهتری خواهیم گرفت وبرکات زیادی خواهد داشت.

همین جابگویم که سیستم بانکی خارجی که بابهره است تابحال چندبار بابحران مالی برخورد کرده اند.مثل سالهای ۱۹۲۱و۱۹۲۳بحران بزرگ مالی کشورهای روس،لندن،نیویورک و…وبحران ۲۰۰۸٫

البته فقط بحران ازاین ناحیه نبود ولی این هم یکی ازدلایل آن بحران بود.این درشرایطی است که همین بانکهای اسلامی درزمان بحران غرب دربانکها وبورسها دچاربحران نشدند.

اقتصادسالم ،اقتصادی است که مبتنی بر شرع ومبنای دینی است. واقتصاد ناسالم اقتصادی است که ازمبانی دینی فاصله بگیرد.

یک تعریف مناسب برای بانکداری اسلامی چیست؟

بانکداری اسلامی بانکداری است که تخصیصش براثرجذب منابع درغالب مشارکت واقعی درتولید وتجارت است.وبانک واسطه ی مالی است.

یکی ازنکاتی که ضرورت دارد نظارت است.بانک مرکزی یک وظیفه دارد نظارت بربانکها که مطابق قانون عمل کند.

تشکیل بانک ،راه اندازی شعب وافزودن شعب بایدتحت نظارت بانک مرکزی باشد.موسسه مالی واعتباری متاسفانه درسالهای گذشته موسسه های مالی واعتباری شکل گرفت که ازعنوان صندوق های قرض الحسنه استفاده کردندوبعدتبدیل شدن به موسسه ویاتعاونی های اعتبارشروع کردند که اینها بدون مجوز بانک مرکزی قارچ گونه رشدکردند وبه یکباره متوجه شدن که حدود ۲۰۰شعبه یک قرض الحسنه راه اندازی شده است.چرا؟چون به صورت پلکانی وام می دهد. ویایکی ازاین موسسات اعتباری ۶۰۰ شعبه درسراسر کشور راه اندازی کرده است.

خوب این عدم نظارت بانک مرکزی است که اینها اینگونه قارچ گونه رشد کرده اند.

پس مابه یک نظارت قوی ازسوی بانک مرکزی برای راه اندازی بانکها وموسسات مالی واعتباری وگسترش شعب آنها نیاز داریم.

نکته بعدی نظارت برانطباق برقوانین است سیستم بانکی بایدمطابق باقانون عمل کند واین نیازمند نظارت است اهرم این نظارت وبرخورد درصورت عدم رعایت دراختیار بانک مرکزی است.قوانین ما به مااین اجازه رامی دهد که اگرتخلفی درهرحال رخ داده است بانک مرکزی واردعمل بشود.تذکر بدهد گاهی اخطاربدهد.

گاهی میتواندهیات مدیره یک بانک ویایک موسسه مالی واعتباری راتعلیق کند.

ویک هیات مدیره موقت بگذارد وازآنها بخواهد که یک هیت مدیره جدیدراانتخاب کنند.

وبااین اهرمهانظارت خودش رااعمال کند.

می بینید که الان بانکها باهم توافق کرده اند که نرخ سود سپرده ها ونرخ سود تسهیلات راکاش بدهند.مثلا سپرده ها ۱۵درصد تسهیلات ۱۸ درصد این توافق بانکهاست.اما همون موسسات دارند سود ۲۷درصد یا۲۸درصد رااعمال می کنند.ووقتی به بانک مرکزی اعتراض می شود.می گویند داریم اینهاراساماندهی میکنیم.این یعنی چه؟

این پاسخ، ازموضع ضعف است.این یعنی نظارت اعمال نشده وجلوگیری ازتخلف صورت نگرفته است. معتقدم که یک قسمت ازکاربانک مرکزی داشتن یک نظارت قوی وکارآمد درسیستم بانکی وموسسات مالی واعتباری است.

شما نظارت رییس بانک مرکزی را چگونه می بینید؟

خودآقای سیف راقبول دارم. ولی نظارت درست که باید اعمال بشودوجود ندارد!

چرابا موسسات مالی واعتباری که به این شکل رشدکرده اند باآنها برخورد نمی شود؟

بااینکه ابزارها واختیاراتش رادارند ولی ثبت موسسه های قرض الحسنه دراختیارنیروی انتظامی می برد.وثبت تعاونی های اعتبارهم همینطوراون موسسه های پولی ومالی یک جهت دیگرهم دارد این درصلاحیت نیروی انتظامی نبود.این درصلاحیت بانک مرکزی بود.

اینهاباید دوتامجوزمی گرفتند یک مجوزازبانک مرکزی یک مجوز ازنیروی انتظامی می گرفتند که مربوط به اماکن است، اماکن زیر پوشش نیروی انتظامی است متاسفانه باگرفتن مجوز دوم ونداشتن مجوز اول اینها رشدکرده اند.بانک مرکزی دارد همه روجمع میکند وسروسامان میدهد تا درطولانی مدت موفق باشد.

نظر شما

پربازدید ترین ها

آخرین اخبار

طراحی سایت